تبلیغات
تفریحگران - اعترافات جدید و تکان دهنده(93)

[RB:Blog_And_Post_Title]

 
تفریحگران
وبی برای اوقات فراغت
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستایه گلم..
ممنون که اومدی بازدید سایتم...
خدا کنه که تو این سایته مسخره ی من بهتون خوش بگذره...
البته هر کی میخواد تبادل لینک کنه بگه که در خدمتشم.....

فدایه همتون.کوچیکتون وحید نیک


مدیر وبلاگ : vahid nik
نویسندگان
نظرسنجی
کدام گروه رپری را قبول دارید؟؟













اعتراف میکنم وقتی من کوچیک بودم مامانم برای اینکه خرابکاری یا شیطونی نکنم بهم میگفت من پشت سرم هم دوتا چشم دارم اگه کار بد کنی خیلی زود متوجه میشم.!منم از ترسم هیچ وقت به پشت سرش نگاه نمی کردم چون میترسیدم دو تا چشم ببینم


_________________________________________________تفریحگران____ 

اعتراف میکنم یه روز صبح که شدیدا خوابم میومد مامانم اشغال داد بندازم سطل زباله منم که چشمام وا نمیشد کیفمو انداختم سطل اشغال و با کیسه زباله رفتم مدرسه …قیافه ی دوستام سر صف هیچ وقت یادم نمیره

_________________________________________________تفریحگران____ 

اعتراف میکنم روی زانوم باند پیچیدم تا به بهانه پا درد فردا همراه بابام نرم سر کار.صبح بابام صدام زد گفت :عزیز دلم هنوز پات درد میکنه؟ با حالت تضرع دست گذاشتم رو زانوی بانداژ شده و گفتم آره بابا جون.یه پس کله ای بهم زد و گفت پاشو بریم که دیر شده .داداشا و خواهرم هی میخندیدن.بعدا فهمیدم بابام شب که خواب بودم باند رو از زانوی چپم باز کرده بوده و روی زانوی راستم بسته بوده

_________________________________________________تفریحگران____ 


 اعتراف میکنم چند سال پیش که عموم فوت کرده بود من اولین بار بود که مراسم ختم می رفتم وقتی رسیدم مامانم اشاره کرد برم به زن عمو تسلیت بگم رفتم پیشش زن عمو بغلم کرد و گریه کرد و گفت عموت مرد عزیزم منم گفتم خودم می دونم زن عمو همه چادرو کشیدن رو صورتشون از خنده داشتن غش می کردن

بقیه در ادامه مطلب...


_________________________________________________تفریحگران____ 


 اعتراف میکنم موقع عقد داییم بود تو محضر بودیم،منم مسئولیت کله قندارو به عهده گرفتم،موقعی که عاقد از زن داییم واسه سومین بار پرسید و زن داییم جواب بله رو داد منم از خوشحالی نفهمیدم چی شد کله قندا رو ول کردم و شروع کردم به دست زدن بعد چند ثانیه دیدم همه دارن میخندن تازه یادم اومد که کله قندارو رو سر عروس دوماد انداختم..
بیچاره زن داییم تا ۲روز سرش درد میکرد


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

مامانم بیرون از خانه بود من و برادرم تصمیم گرفتیم برای پدر یخ در بهشت درست کنیم .برادرم یخ وشکر را آماده کرد من هم پودر رنگی فراهم کردم.معجون که آماده شد همه با هم خوردیم.چند دقیقه بعد دیدم چشمهای بابام سرخ شد وشروع کرد به بادگلو زدن.
مادرم به خانه برگشت به بابام گفت :چرا اینجوری شدی ؟بابا گفت نمیدونم این بچه ها یه چیزی دادن خوردم حالم یه جوری شده .
مامان گفت مگه چی بهش دادین ؟گفتم این مواد که میبینی.مادرم گفت:ای وای این که جوهر مخصوص رنگرزی قالیه.بعدفهمیدم چه دسته گلی به آب دادیم.جالب اینکه چون بابا بزرگتر بود برای احترام براش ۲ لیوان ریخته بودیم


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

اعتراف میکنم یه روز که از کلاس داشتم بر میگشتم خونه مامانم ز زد گفت ساندویچ همبر بگیر بیا من که منتظر تاکسی بودم تو فکر اینم بودم که کجا همبر بگیرم چند تا بسر جوون هم به فاصله ۱ متریم بودن که یهو یه تاکسی بوق زد منم حواسم نبود به جه مقصد بلند گفتم(همبر)… که چند نفر کناریم زدن زیر خنده منم از خجالت رفتم اون سمت خیابون


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

اعتراف میکنم یه روز دختر همسایه مونو توخیابون داشت میرفت بامامانش دیدم
نیشمو با ذوق زدگی تا بناگوشم بازکردم و گفتم
سلام مونا………. چطوری؟………
دیدم تحویلم نگرفت و مامانشم میخندید
اومدم خونه به مامانم گفتم این دختر همسایه چه زود بزرگ شد تا دیروز اینقد بود
گفت :کی
من:همین مونا دیگه دختر آقای …
گفت :اون مبیناست مونا مامانشه


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

 اعتراف میکنم که وقتی بچه بودم میدیدم این مجری های تلویزیون مستقیم به ادم نگاه میکنند همش فکر میکردم منو میبینن چون هر جا چپ و راست میرفتم داشتن مستقیم منونگاه میکردن…من خنگول هم میرفتم زیر مبل یا از پشت پرده قایمکی نگاه میکردم ببینم بازم دارن نگاهم میکنن یا نه! همش درگیری ذهنیم این بود که آخه اینا از کجا فهمیدن من پشت پرده ام


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

اعتراف میکنم شیش هفت ساله که بودم یه روز که کسی خونه نبود  یه طالبی ورداشتم خوردم میخاستم که مثلا بابام نفهمه پوستش و تخمه هاش ازپنجره ریختم پایین تخمه هاش ریخت تو سر پسر همسایمون اونم به بابام گفت
وقتی بابام به من گفت  ازین کارا نکن من بااعتماد به عرش عجیبی گفتم من نریختم که


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

اعتراف میکنم
از ترس این که مامانو بابام بهم بگن کاری بکن از اتاقم بیرون نمیرم  الانم که اینو دارم میگم دستشویی دارم من برم بیرون عمرآ


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

اقا اعتراف میکنم که
دوران دبستان تو کلاسمون یه پنکه داشتیم این پنکه خیلی تکون می خورد پنکه هم بالای سره دوستم بود اقا ما هم هی حواسمون بود که این افتاد سریع بپرم جلوش و به جای دوستم من بمیرم و تو روزنامه ها کلی تعریف کنن ازم
یه همیچین ادمیم من


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

اینجانب در سلامت کامل عقل اعتراف میکنم امروز در سن ۲۰ سالگی از مادرم خواستم به یاد ۲ سالگی بیاد و ناخونای منو بگیره اونم اومد و ناخونای منو همچین از ته چید

_________________________________________________تفریحگران____ 


 اعتراف میکنم بچه که بودیم می رفتم خونه مامان بزگمینا با پسرخاله هام بابرق ۲۲۰فشار قوی قطار بازی میکردیم هرچیم میگفتن نکنید خشک میشید گوشمون بدهکار نبود الآن که فکر میکنم میبینم راست میگفتنا ما باورمون نمیومد


_________________________________________________تفریحگران____ 


 

اعتراف میکنم یه بار یکی از آشنا هامون اومدن خونمون بعد یه پسر سه ساله داشتن (گودزیلا) انقد حرف میزد و فضول بود بهش گفتم این یه بازی مثلا تو یه زندانی هستی من گرفتم دستو پاشو بستم ولش کردم مامانشم نفهمید من یک پلیدم آره


_________________________________________________تفریحگران____ 

اعتراف میکنم دیشب سردم شد ناخود آگاه رفتم کولر رو خاموش کردم
فک کنم دارم بابا میشم ¡¡¡





نوع مطلب : اعترافات تکان دهنده.طنز، 
برچسب ها : اعتراف، تکان دهنده، محلک، پیام، پیامک تکان دهنده، اعترافات طنز، سرگرمی با اعترافات و سوتی ها،
لینک های مرتبط :
1397/02/18 02:07
Good day I am so grateful I found your blog, I really found you by accident, while I was researching on Google for something else, Anyways I am here now and would just like
to say kudos for a tremendous post and a all round exciting blog (I
also love the theme/design), I don't have time to browse it all at the moment but
I have book-marked it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a lot more,
Please do keep up the great job.
1396/06/16 13:53
Keep on working, great job!
1396/06/14 14:02
Fine way of explaining, and nice article to take information about my presentation topic, which i am going to deliver in university.
1396/05/17 08:03
Howdy! This article couldn't be written any better! Going through this post reminds me of my previous roommate!

He constantly kept preaching about this. I will forward this information to him.
Fairly certain he will have a very good read.
I appreciate you for sharing!
1396/03/1 08:59
When I originally commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each time a comment is added I get three e-mails with the same comment.
Is there any way you can remove me from that service?
Thank you!
1396/02/8 13:18
I like it when folks get together and share opinions.
Great website, continue the good work!
1396/02/7 15:21
Hi! I'm at work browsing your blog from my new iphone!

Just wanted to say I love reading your blog and look forward to all your posts!
Carry on the fantastic work!
1396/02/7 09:40
It's really a great and useful piece of info. I'm satisfied that you just shared this
useful information with us. Please stay
us informed like this. Thank you for sharing.
1396/01/29 14:38
Hi, i think that i saw you visited my site so i came to “return the favor”.I'm attempting to find things to enhance my web site!I suppose
its ok to use a few of your ideas!!
1394/01/25 00:22

سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه . خوشحال میشم منو با نام \"\"ارسال ایمیل تبلیغاتی\"\" لینک کنی چون به نفع بازدید جفتمونه و از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم

http://mailyahoo.ir
1393/11/29 09:08
www.iAlexa.ir

یک میلیون تومان درآمد داشته باشید تا نوروز 1394

www.iAlexa.ir
1393/10/1 09:58
www.iAlexa.ir
از زمان بی کاری خودتان در اینترنت پول بسازید
www.iAlexa.ir
یک کسب درآمد آسان بدون نیاز به سرمایه
www.iAlexa.ir
1393/08/20 01:01
سلام داداش وحید گل، کارت عالیه،
یه لطف کن تیکه تکست های آهنگ های داریوش اقبالی رو هم بزار، مثله این

من مثله یه قطره شبنم میمونم
عمر من اندازه ی یک نفسه
کسی آتش به وجودم میزنه
که برای من عزیزترین کسه $

از این تریپ شعرای با حال زیاد داره ها
1393/07/15 18:38
www.iAlexa.ir

افزایش bazdid وبلاگ شما

افزایش rank وبلاگ شما

شروع فقط 3000 تومان !!!

www.iAlexa.ir
1393/06/24 13:07
سلام وبلاگ نویس میهن بلاگ !
آیا میدانید آسان ترین راه افزایش بازدید تبادل لینک با سایت های معتبر می باشد . پس با ما تبادل لینک رایگان انجام بده و بازدید وبلاگت رو خیلی راحت بالا ببر.
مناسب برای وبلاگ نویسان تازه کار و حرفه ای
www.zlinks.ir
فقط برای افزایش بازدید
1393/06/5 06:02
سلام مهربونم
وب قشنگی داری
خوشحال میشم بیای پیش ما...تا هم دوستای خوب پیدا کنی هم ما از مطالب قشنگت استفاده کنیم.
فیس کمپ دارای مجوز از وزارت ارشاد
Facecamp.ir
اینم چت روم مون
Campchat.ir
حتی ب سادگی میتونی فایلاتو اپلود کنی
Camppup.ir

همه این امکانات فقط در یکجا جمع اوری شده عزیزم...
اینم لینک دعوتمه

http://facecamp.ir/signup/invited:cecca6029a01c83a75ead54899a535d7
فدامدات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :25
  • بازدید امروز:6
  • بازدید دیروز :8
  • بازدید این ماه :85
  • بازدید ماه قبل :34
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :1
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :