تبلیغات
تفریحگران - بیوگرافی کامل و جالب از علی پروین

[RB:Blog_And_Post_Title]

 
تفریحگران
وبی برای اوقات فراغت
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستایه گلم..
ممنون که اومدی بازدید سایتم...
خدا کنه که تو این سایته مسخره ی من بهتون خوش بگذره...
البته هر کی میخواد تبادل لینک کنه بگه که در خدمتشم.....

فدایه همتون.کوچیکتون وحید نیک


مدیر وبلاگ : vahid nik
نویسندگان
نظرسنجی
کدام گروه رپری را قبول دارید؟؟













بیوگرافی علی پروین

بیوگرافی کامل و جالب از علی پروین

نام‌: علی‌

شهرت‌: پروین‌

محل‌ تولد: تهران‌

متولد: 1325

در این‌ مقال‌ سعی‌ شده‌ كمتربه‌ زندگی‌ فوتبالی‌ علی پروین پرداخته‌ شود و باحاشیه‌ كمی‌ با زندگی‌ شخصی‌ علی پروین، دوستان‌،بچه‌های‌ محل‌ خانواده‌ و... بیشتر آشنا شویم‌.زندگی‌ غیر فوتبالی‌ علی پروین، به‌ اندازه‌ افتخاراتش‌جذاب‌ و خواندنی‌ است‌.

 

كوچه‌ غربیون‌ بازار

بازار تهران‌ یكی‌ از قدیمی‌ترین‌ محله‌های‌تهران‌ می‌باشد و علی پروین در یكی‌ از كوچه‌های‌همین‌ بازار قدیمی‌ به‌ دنیا آمده‌ است‌. كوچه‌ای‌كه‌ علی پروین در آن‌ چشم‌ به‌ دنیا گشود، «غریبان‌» نام‌داشت‌. البته‌ او در این‌ محل‌ حضور چندانی‌نداشت‌ و به‌ خاطر شغل‌ پدر، اعضای‌ خانواده‌اش‌محل‌ زندگی‌ را بارها تغییر دادند كه‌ آخرین‌ محل‌در دوران‌ كم‌ سن‌ سالی‌ علی پروین، محله‌ «دولاب‌»بود


 

علی پروین فرزند ششم‌ خانواده‌ 10 نفری‌«حاج‌ احمد» به‌ شمار می‌رفت‌، اما از نظرخصوصیاتی‌ كه‌ داشت‌، تبدیل‌ به‌ چهره‌ اول‌خانواده‌ شد. سوم‌ تیرماه‌ سال‌ 1325 روزی‌ بودكه‌ افسانه‌ فوتبال‌ ایران‌; علی پروین چشم‌ به‌ جهان‌گشود. هر افتخاری‌ كه‌ از ذهن‌ شما بگذرد، او به‌آن‌ دست‌ یافته‌ است‌. البته‌ توانایی‌های‌ علی پروین فقط به‌همین‌ افتخارات‌ ورزشی‌ ختم‌ نمی‌شود; بلكه‌ وی‌صاحب‌ خصوصیاتی‌ بوده‌ و هست‌، كه‌ او را ازدیگران‌ متمایز می‌كند. در چشم‌ او خیره‌ شدن‌ ودروغ‌ گفتن‌ محال‌ است‌; چون‌ با لبخند می‌گوید:«بی‌ خیال‌».

 

كودك‌ 10 ساله‌ و بیگانه‌ با شكست

با دوچرخه‌ خود از دور پیدایش‌ می‌شود.چشمان‌ سبز او باعث‌ شده‌ تا به‌ او «علی‌ زاغی‌»بگویند. بچه‌های‌ محل‌ با دیدن‌ دوچرخه‌ سواری‌او در جامیخكوب‌ می‌شوند. همه‌ اهل‌ محل‌ باچشمان‌ باز و البته‌ دهان‌ بازتر، نظاره‌ گر هنرنمایی‌كودكی‌ 10 ساله‌ هستند. او با دوچرخه‌اش‌لب‌جوی‌ آبی‌، كه‌ عمیق‌ به‌ نظر می‌رسد، مثل‌ یك‌بندباز به‌ جلو می‌راند و آن‌قدر روی‌ كارش‌ تمركزدارد كه‌ متوجه‌ اطراف‌ نیست‌. كافی‌ است‌ چرخ‌جلو درون‌ جوی‌ بیفتد فرمان‌ دوچرخه‌،دندان‌های‌ جلوی‌ علی‌ زاغی‌ 10 ساله‌ را به‌شكمش‌ بفرستد; یعنی‌ همان‌ بلایی‌ سرش‌ بیاید كه‌سربرخی‌ از بچه‌های‌ محل‌ آمد، اما كسی‌ شكست‌خوردن‌ او را ندیده‌ است‌.

 

این‌ بود سرآغازی‌ برمعروفیت‌ علی پروین قصه‌ما. بزرگترهای‌ محل‌ هرگز او را نصیحت‌نمی‌كردند; چرا كه‌ معتقد بودند «این‌ بچه‌ انرژی‌فوق‌ العاده‌ای‌ دارد، نگاهش‌ نافذ است‌ و تا كاری‌را بلد نباشد، دست‌ به‌ انجام‌ آن‌ نمی‌زند».

 

هیچ‌كس‌ نمی‌تواند ادعا كند این‌ پسر 10 ساله‌،كه‌ بعدها به‌ اسطوره‌ فوتبال‌ ایران‌ و البته‌ یكی‌ از 3نفر اول‌ تاریخ‌ ورزش‌ تبدیل‌ شد، الگویی‌ داشته‌است‌. خود علی پروین نیز چنین‌ حرفی‌ را تایید می‌كندو از الگویی‌ فنی‌، ورزشی‌ سخن‌ به‌ میان‌ نمی‌آورد.آری‌ الگوی‌ او خودش‌ بود. جالب‌ این‌ كه‌ حتی‌بچه‌های‌ بزرگتر از علی پروین، در محل‌ دولاب‌ تهران‌،پروین‌ را الگوی‌ خود می‌دانستند.


 

هركجا پامی‌گذاشت‌، دور و برش‌ شلوغ‌ می‌شد. البته‌ كسی‌این‌ كوچولوی‌ خوشبخت‌ را روزها در محل‌نمی‌دید. صبح‌ زود سركار می‌رفت‌ و غروب‌ به‌خانه‌ برمی‌گشت‌. وقتی‌ خدا بیامرز احمد پروین‌،(پدر علی‌ پروین‌) او را برای‌ یاد گرفتن‌ یك‌ حرفه‌پیش‌ دوست‌ طلاسازش‌ برد، تنها چند هفته‌ ازسركار رفتن‌ فرزندش‌ نمی‌گذشت‌ كه‌ استادكاران‌دیگر، به‌ فكر تصاحب‌ این‌ شاگرد زرنگ‌ افتادند.

 

دست‌ پروین‌ نمی‌لرزد

نشاندن‌ نگین‌ روی‌ انگشتر، یكی‌ از مراحل‌سخت‌ حرفه‌ای‌ است‌ كه‌ علی پروین آن‌ را به‌عنوان‌ شغل‌ خود انتخاب‌ كرده‌ بود. همان‌طور كه‌خواندید او در این‌ حرفه‌ خیلی‌ زود به‌ یك‌استادكار تبدیل‌ شد و علت‌ اصلی‌ این‌ امر هم‌،نلرزیدن‌ دست‌ وی‌ بود. پروین‌ با چنان‌ دقتی‌نگین‌ را روی‌ انگشتر می‌نشاند كه‌ تعجب‌ استادش‌ رابرمی‌انگیخت‌. علی پروین برای‌ كار حتی‌ از ذره‌بین‌ هم‌استفاده‌ نمی‌كرد; چون‌ چشمانش‌ به‌ حد كافی‌تیزبین‌ بود.

 

با هر یك‌ از دوستان‌ آن‌ روزهای‌ علی پروین كه‌ همكلام‌ شوید، به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسید كه‌ علی پروین استعداد بالایی‌ در یادگیری‌ داشته‌ است‌. به‌ قول‌معروف‌ ذهنش‌ همه‌ آنچه‌ را كه‌ استاد می‌گفت‌،بدون‌ پس‌ و پیش‌ شدن‌ حتی‌ یك‌ «واو» بایگانی‌می‌كرد. به‌ قول‌ دوستانش‌ نیز، علی‌ زاغی‌ اگرادامه‌ تحصیل‌ می‌داد، به‌ طور حتم‌ به‌ یكی‌ ازمردان‌ درجه‌ یك‌ ایران‌ تبدیل‌ می‌شد اما چون‌آن‌ زمان‌ درس‌ و مشق‌ اهمیت‌ این‌ روزها رانداشت‌ و بیشتر مردم‌ به‌ خاطر مشكلات‌ اقتصادی‌به‌ دنبال‌ بیرون‌ كشیدن‌ گلیم‌ خود از آب‌ بودند،پروین‌ نیز كار و كاسبی‌ را از سن‌ پایین‌ شروع‌ كرد.

 

 

البته‌ فراموش‌ نكنید كه‌ حاج‌ احمد پروین‌ مردثروتمندی‌ بود و علی‌ احتیاجی‌ به‌ كاركردن‌، آن‌هم‌ در سن‌ پایین‌ نداشت‌، اما در آن‌ زمان‌ چنین‌رسم‌ بود كه‌ بچه‌ها، به‌ ویژه‌ پسران‌، از سن‌ پایین‌دنبال‌ یاد گرفتن‌ حرفه‌ای‌ می‌رفتند، تا در آینده‌گرفتار مشكلات‌ اقتصادی‌ نشوند; به‌ همین‌ دلیل‌علی پروین خیلی‌ زود از درس‌ و مدرسه‌ جدا شدو این‌ در حالی‌ اتفاق‌ افتاد كه‌ او به‌ خاطر هوش‌سرشارش‌ تعجب‌ معلمان‌ خود را نیز برانگیخته‌ بود.

 

كاپیتان‌ علی‌ زاغی‌

اولین‌ بار كه‌ با توپ‌ فوتبال‌ آشنا شد، انگار نیمه‌گمشده‌ خود را یافته‌ بود. وقتی‌ 4 یا 5 ساله‌ بود،قبل‌ از این‌كه‌ با توپ‌ بازی‌ كند، به‌ آن‌ خیره‌ می‌شدو مدت‌ زمان‌ زیادی‌ آن‌ را نگاه‌ می‌كرد. با یك‌توپ‌ می‌توانست‌ از كله‌ سحر تا اذان‌ ظهر بازی‌كند. در ضمن‌ او از همان‌ دوران‌ كودكی‌ كاپیتان‌بچه‌های‌ محل‌ بود و كسی‌ اصلا به‌ خود اجازه‌نمی‌داد در جایی‌ كه‌ علی‌ زاغی‌ حضور داشت‌،حرف‌ از كاپیتانی‌ بزند.

 

البته‌ او خود هرگز ادعای‌كاپیتانی‌ نمی‌كرد، اما خداوند به‌ او نیرویی‌ داده‌بود كه‌ همه‌ را به‌ سوی‌ خود جذب‌ می‌كرد و البته‌توانایی‌هایش‌ نیز سرشار بود; چنانچه‌ همان‌ طوركه‌ می‌دانید او بعدها كاپیتان‌ بی‌جانشین‌ سال‌های‌پرافتخار پرسپولیس‌ و تیم‌ ملی‌ شد.

 

 


علی‌ پروین‌، انگار كاپیتان‌ به‌ دنیا آمده‌ بود و روز خداحافظی‌ از فوتبال‌ نیز به‌ همه‌ ثابت‌ كرد كه‌فوتبال‌ ایران‌ دیگر كاپیتانی‌ مانند او به‌ چشم‌نخواهد دید. او برای‌ آخرین‌ بار بازوبند كاپیتانی‌را در بازی‌ پرسپولیس‌، دارایی‌ در سال‌ 1366(27 تیرماه‌) به‌ بازو بست‌.

بعد از رفتن‌ علی پروین، پرسپولیس‌، دیگر همچون‌ او رابه‌ خود ندید و البته‌ فوتبال‌ ایران‌ نیز برای‌ همیشه‌از ستاره‌ای‌ در حد و اندازه‌های‌ علی‌ پروین‌محروم‌ شد.

 

برگ‌ كوچكی‌ از خاطرات‌ پروین‌

-علی پروین مانند هر فوتبالیستی‌ مسیرهای‌ ترقی‌ راطی‌ كرد و از «كیان‌» به‌ تیم‌ ملی‌ رسید. در این‌ تیم‌زیر نظر «منصور امیر آصفی‌» كار می‌كرد كه‌ به‌ تیم‌ملی‌ دعوت‌ شد. در سال‌ 46; زمانی‌ كه‌ بازی‌حساسی‌ با تیم‌ «شهربانی‌» داشت‌، توسط«رایكوف‌» به‌ تیم‌ ملی‌ جوانان‌ دعوت‌ شد. آن‌زمان‌ ناصر حجازی‌ و ناصر عبداللهی‌ هم‌ ازهمبازیان‌ او بودند.

 

-علی پروین سپس‌ از كیان‌ به‌ «پیمان‌» رفت‌، اما پیمان‌ نیزپس‌ از مدتی‌ منحل‌ شد. او می‌گوید: یك‌ روز درخانه‌ نشسته‌ بودیم‌ كه‌ همایون‌ بهزادی‌ و دكتربرومند به‌ سراغم‌ آمدند و به‌ خاطر آنها باپرسپولیس‌ قرارداد امضا كردم‌.

 

-علی‌ الهی‌ اولین‌ مربی‌ علی پروین بود كه‌ به‌ خاطررفاقت‌ با برادر بزرگتر پروین‌ (عباس‌) خواست‌ كه‌پروین‌ در تیم‌ «عارف‌» بازی‌ كند. او آن‌ زمان‌ 15سال‌ بیشتر نداشت‌.

 

-علی پروین می‌گوید: بهترین‌ بازی‌ عمرم‌ بااسترالیا در پیكارهای‌ مقدماتی‌ جام‌ جهانی‌1978 بود كه‌ در ورزشگاه‌ آزادی‌ برگزار شد وبازی‌، با پاس‌ گل‌ من‌ (1 بر صفر) به‌ سود ما تمام‌ شد.

 

 

-علی پروین در مدت‌ بازی‌اش‌ هیچ‌ الگوی‌ خاصی‌برای‌ خود در نظر نگرفته‌ بود. زمانی‌ كه‌ نوجوان‌بود، هیچ‌ وقت‌ نمی‌گفت‌ دوست‌ دارم‌ فلانی‌ شوم‌یا... او می‌گفت‌: می‌خواهم‌ خودم‌ باشم‌; علی‌پروین‌.

 

-زمانی‌ بود كه‌ تیم‌ «كریستال‌ پالاس‌» انگلیس‌خواهان‌ علی پروین بود و مبلغ‌ پیشنهادی‌ آن‌ زمان‌ برای‌شماره‌ 7 ایران‌، 500 هزار دلار بود. پدرش‌موافقت‌ خود را اعلام‌ كرد كه‌ علی پروین به‌ انگلیس‌برود، اما مادر گفت‌: «تو هنوز بچه‌ای‌، آنجا دیوانه‌می‌شوی‌، نمی‌توانی‌ دوام‌ بیاوری‌... در غربت‌روحیه‌ات‌ به‌ هم‌ می‌ریزد و...» این‌ شد كه‌ او ازرفتن‌ به‌ انگلیس‌ منصرف‌ شد.

 

-اولین‌ اخراج‌ علی پروین مربوط به‌ زمانی‌ است‌كه‌ در بازیهای‌ محلی‌ در خیابان‌ عارف‌ بازی‌می‌كرد. او در یك‌ مسابقه‌ حساس‌ با تیم‌ عارف‌ به‌مصاف‌ تیم‌ پیمان‌ رفت‌. قضاوت‌ این‌ دیدار هم‌برعهده‌ رضا غیاثی‌ بود. او فكر كرد چون‌ رضاغیاثی‌ بچه‌ محل‌ اوست‌، با خشونت‌ او مدارامی‌كند، اما زمانی‌ كه‌ اولین‌ حركت‌ خشن‌ را انجام‌داد، توسط رفیق‌ و هم‌ محلی‌اش‌ (رضا غیاثی‌) ازمیدان‌ اخراج‌ شد.





نوع مطلب : بیوگرافی ورزشکاران، 
برچسب ها : پروین، پرسپولیس، زندگی نامه علی پروین، بازیکن پرسپولیس، شرح حال علی پروین،
لینک های مرتبط :
1396/06/27 10:02
Ahaa, its good discussion concerning this piece of writing
at this place at this blog, I have read all that, so now me also commenting
at this place.
1396/04/17 04:11
I comment each time I appreciate a article on a
blog or I have something to add to the discussion. Usually it's caused by
the sincerness displayed in the post I read. And after this post تفریحگران -
بیوگرافی کامل و جالب از علی پروین.
I was actually excited enough to write a comment ;-) I do have 2 questions for you if it's allright.
Is it just me or does it look as if like some of these comments come across like they are written by brain dead
individuals? :-P And, if you are writing on additional places,
I would like to keep up with you. Would you make a list all
of all your community pages like your Facebook page, twitter feed, or linkedin profile?
1396/03/3 19:43
I don't even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I don't know who you are but certainly you are going to a famous blogger if you aren't already ;) Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :25
  • بازدید امروز:6
  • بازدید دیروز :8
  • بازدید این ماه :85
  • بازدید ماه قبل :34
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :1
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :